ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

31

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

ديلوس ، دوريس ، پسائون پلاته‌اى « 1 » ، تيمائوس كتاب بيست و سوم ( قطعات بازمانده ) : فيلينوس آگريژانتى « 2 » ، فيليستوس كتاب بيست و چهارم ( قطعات بازمانده ) : فيلينوس كتاب بيست و ششم ( قطعات بازمانده ) : منودوتوس پرينثى « 3 » ، سوسيلوس اليسى « 4 » كتاب سى و يكم ( قطعات بازمانده ) : پولىبيوس « 5 »

--> ( 1 ) . PsaondePlatees ( 2 ) . Phi linosd'Agrigente ( 3 ) . Men odotosdePerinthe ( 4 ) . Sosylosd'Elis ( 5 ) . ( Polybius ) ؛ پولى بيوس ( 203 - 120 پ . م ) در مگالوپوليس ( Megalopolis ) واقع در آركادى ( Arcadia ) از شهرهاى يونانى چشم به جهان گشود . وى يكى از اعضاى فعال مجمع آخايى ( AchaeanLeague ) بود و پس از مدتى به رياست آن برگزيده شد . پدرش ليكورتاس ( Lycortas ) نيز در گذشته رياست اين مجمع را عهده‌دار بود . چون اين مجمع در مورد جنگ بين روم و مقدونيه رأى ممتنع داد ، پس از پيروزى روم بر مقدونيه در سال 167 پ . م در حالى كه 35 سال بيش نداشت ، به همراه هزار تن از برجسته‌ترين اعضاى مجمع آخايى به عنوان گروگان به روم تبعيد شد . وى خود سرباز و مرد سياست بود و هرگز با روم دشمنى نداشت و در اين اوان با بعضى از رجال نامى روم آشنا شد . اميليوس پولوس ( AemiliusPaulus ) وى را معلم پسرانش سيپيو ( Scipio ) و فابيوس ( Fabius ) كرد . دوستى گرمى بين او و سيپيو شكل گرفت و سيپيو به خاطر دوستى با پوليبيوس آزادى گروگان‌ها را خواستار شد و سنا در سال 150 پ . م رأى به آزادى آن‌ها داد . اين‌چنين پولىبيوس به ميهن خويش بازگشت ، ولى روم ميهن دوم او شد . وى بعدها به روم رفت و سيپيو او را مشاور خود در امور سياسى و نظامى كرد . اين‌چنين پولىبيوس توانست به هرم بالاى قدرت در روم راه پيدا كند و در لشكركشىهاى روميان به منطقه‌ى مديترانه شركت جويد . وى به عنوان يك يونانى مىخواست علل بسط و گسترش موفقيت‌آميز امپراتورى روم را تحليل كرده و اين‌چنين درسى پيش‌روى دولت‌مردان دنيا و به ويژه دولت‌مردان يونانى بگذارد . از اين‌روى برآن شد تاريخى بنگارد كه در عين حال كه در چارچوب حقيقت سير مىكند ( و وى خود ، آن را جستجوى حقايق نام كرده بود . ) اصل مشخصى ، وحدت آن را تأمين مىكرد و آن مراحلى بود كه در طى آن روم تفوق و سلطه‌اى را كه مقدر بود بر جهان متمدن اعمال كند ، كسب مىكرد . به سخنى ديگر پولىبيوس مىخواست تاريخى « پراگماتيك » ، « جهانى » و « مستدل » بنويسد . پراگماتيك يعنى تاريخ رويدادهاى سياسى و نظامى و حذف تمامى داستان‌هاى افسانه‌اى كه در نوشته‌هاى مورخان پيشين فراوان به چشم مىخورد . « جهانى » يعنى دربرگيرنده‌ى تمامى رويدادهاى سراسر دنيايى كه تحت سيطره يا حمايت روم بود و مستدل يعنى شرح علل وقوع هر رويدادى كه بر اصول منطقى استوار باشد . اثر وى مشتمل بر چهل كتاب است . دو كتاب اول به اجمال روابط و مناسبات روم و كارتاژ را از سال 266 پ . م تا 120 پ . م از نظر مىگذراند . 38 كتاب ديگر به وقايع بين -